7.30 حرکت کردیم.
9.15 پایه کوه بودیم ( کوه هم نمیشه گفت! اول مسیر بودیم.)
از اول مسیر دوربین یکی از دوستان دست من بود ، یعنی داد به من که بیارم تا بالا و اگه خواستم عکس هم بگیرم! دوربین چی بود؟ Canon 60D
یعنی آخرش بود... منم دوربین حرفه ای ندیده، دم به دم عکس گرفتم 
بعد مدتی پیاده روی در جاده ای خاکی رسیدیم به چشمه، تازه گرم شده بودم که گفتن رسیدیم و ته مسیره! 10.45
و باز هم عکس گرفتم و گرفتم و گرفتم...
نهارخوردیم...
و باز عکس...
بازی کریدم...
باز عکس...
بازی کردیم...
باز عکس...
چای خوردیم...
باز عکس...
وسایلمونو جمع کردیم که بیایم...
باز عکس...
جمع کردیم همه بچه هارو که حدود 80 نفری میشدیم...
و عکس یادگاری جمعی رو گرفتیم...
حرکت کردیم 16.50
در طول مشیر باز عکس...
پایین 18.00
رشت 19.30
خونه 19.45

: بالای سنگه نشسته بودم و از بچه ها عکس میگرفتم. داد زدم آقایان کسی نمیاد بریم زیر آبشار شنا کنیم؟! چند نفری گفتن بریم و رفتیم... رسیدیم زیر آبشار دیدیم آبش گل آلود شده! از اونجایی که ما نشسته بودیم یه رودخونه رد میشد و میرفت وصل میشد به پایین آبشار و بقیه مسیر رو با هم در کنار هم سپری میکردن و آب این رودخونه تمیز بود. رفتیم به سمت بالای همین رود خونه و رفتیم و رفتیم تا یه جا رو پیدا کردیم که نشون میداد عمق داره. لباس از تن درآوردیم و رفتیم... یخ یخ یخ بود! عمقی نداشت! تا زانو بیشتر نبود. هر چی سعی کردم که بشینم و بدنم هم خیس بشه ولی نشد چون آب خیلی سرد بود نفس آدم میخواست بند بیاد! هرجور بود سرانجام نشستم توی آب و کلا رفتم توی آب اونم فقط برای جند ثانیه... چندتا عکس گرفتیم و اومدیم بیرون. خیلی عاااااااااالی بود. 
سوار مینی بوس ها شدیم و حرکت کردیم 17.50
، فومن که یکی از بچه ها میخواست پیاده بشه بیدار شدم. 
و سر کوچمون پیاده شدم و رسیدم خونه 19.20
هدفممون گلدیان رودبار بود ولی بدلیل دیر اومدن 4 نفر از بچه ها دیر حرکت کردیم و برخوردیم به ترافیک برگشت مسافران نوروزی از شهرمون به شهر خودشون و با مشورت بچه تصمیم بر این شد که بریم نقله بر.
حرکت 6.50پایه کوه 8.35
در طول مسیر یه جا یه درختی از جا کنده بود بدلیل برف بهاری که در طول هفته اومده بود. مسیر بسته شده بود. به سختی تونستیم بچه ها رو رد کنیم.
نقله بر 10.10
هوا مه گرفته بود و سرد. سریع سعی کردیم آتش رو بر پا کنیم که دوستان گرم بشن و بعدش شروع کردیم به بازی...
استپ هوایی ، پانتومیم ، وسطی و ...
16.05 حرکت کردیم برای پایین
به اون درخت که رسیدیم بکمک یکی از بچه ها از زیر درخت یه راهی باز کردیم که باز به سختی یکی یکی بچه ها بدون کوله رد شدن.
17.20 رسیدیم پایینمینی بوس هم اومده بود و نشستیم و اومدیم رسیدیم به روستا سه نفر آقا جلومون رو گرفتن!
دیگه توضیح نمیخوام بدم که چه گفتن... به چه چیزی گیر الکی دادن...
فقط من موندم مردم اونجا یعنی افراد بهتری نداشتن بهشون رای بدن و منتخبشون بشن! 
یه ده دقیقه ای وقتمون رو گرفتن...
رشت 18.45
خونه 18.50
حرکت 7.10
پایه کوه 8.30
بالا 10
حرکت بسمت پایین 16.45
پایین 18.30
رشت 19.45
خونه 20.00